مخلص و بي ادعا

مخلص و بي ادعا

ارديبهشت سال 1345 خانه علی بیگ زاده ميزبان نوزادی مي شود از تبار حسيني ها كه در آینده عمر خود را وقف آرمانهای حضرت روح الله مي كند .دومين فرزند خانواده  كه آن روزها شايد به خيال كسي هم نمي آمد اين گونه بهشتي شود .اين دلير مرد شهر كشكوئيه بعد از طي دوران كودكي، تحصيلات را تا دوم راهنمايي ادامه مي دهد  و سپس بعد از  55 ماه حضور در صحنه هاي جنگ و جهاد مي رود تا در مكتب امام خميني درس دلدادگي پس دهد مي رود تا در عرصه آزمایش جهادفی سبیل الله در زمره انسانهای مخلص و بي ادعا گردد

مخلص و بي ادعا

ارديبهشت سال 1345 خانه علی بیگ زاده ميزبان نوزادی مي شود از تبار حسيني ها كه در آینده عمر خود را وقف آرمانهای حضرت روح الله مي كند.دومين فرزند خانواده  كه آن روزها شايد به خيال كسي هم نمي آمد اين گونه بهشتي شود .اين دلير مرد شهر كشكوئيه بعد از طي دوران كودكي ، تحصيلات را تا دوم راهنمايي ادامه مي دهد  و سپس بعد از  55 ماه حضور در صحنه هاي جنگ و جهاد مي رود تا در مكتب امام خميني درس دلدادگي پس  دهد.  مي رود تا در عرصه آزمایش جهادفی سبیل الله در زمره انسانهای مخلص و بي ادعا گردد مي رود تا صداي سكوت و متانتش، صداي تمام موج هاي انفجار را شكسته باشد. شهيد بيگ زاده در آبانماه سال 1360به عضویت بسیج در می اید و برای اولین بار در همین سال عازم جبهه های حق علیه باطل می شود و در سال61 به عضويت سپاه در مي آيد و لباس خاكي اين يگان را بر مي گزيند. آري! حسين مخلص بود و بي ادعا.
در اردوگاه كمتر صدا و حرفي از او مي شنيد ی اما صداي جوش و خروشش در شبهاي عمليات گوش زمان را كر مي كرد. آنقدر رشادت و از خودگذشتگي نشان داده بود كه بعد از عمليات كربلاي4،در كربلاي5 فرماندهی دسته گردان 410 به او سپرده مي شود. اين تعاريف همه از زبان آقاي طالبي نژاد، دوست و همرزم حسين بود كه در سال 62 براي اولين بار، با ايشان عازم جبهه مي شود .به گفته‌ي ايشان: حسين در گردان هاي خط شكن بود تا اينكه كم كم و در سال 64 وارد گردان هاي غواصي مي شوند. شرايط بسيار سخت و طاقت فرسا، انسانهايي با مقاومت بالا را مي طلبيد و حسين از جمله افرادي بود كه براي انجام هر كار سخت و طاقت فرسايي آماده و پيش قدم بود.
در كربلاي 5 ، عراقي ها عرصه را بر غواصان تنگ كرده بودند. يك تيربار را روبروي غواصان گردان410 تنظيم كرده بودند كه راه پيشروي و پاكسازي سنگرهاي عراقي توسط رزمنده ها بسته شود. با هم تصميم مي گيرند چاره اي بيانديشند. قرار شد يك گروه آرپي جي بزنند و بنشينند ، گروه ديگر بلند شوند و به آرپي جي زدن ادامه دهند. تا هر طور كه شده آن تيربارچي را از پاي درآورند. موقعيت بسيار خطرناك بود. اما براي حسين خطر واژه نامفهومی بود. حسین و همرزمان چند بار شلیک می کنند و بالاخره موفق می شوند آن تیربار را خاموش کنند و به پيشروي و پاكسازي ادامه دهند.
رشادت هاي حسين به همين جا ختم نمي شود. در سال 66 كه در منطقه‌ي فاو قرار بود ادامه‌ي عمليات انجام شود حسين به عنوان معاون گروهان انتخاب شده بود .
اما در اين منطقه نيز حسين بي توجه به اينكه معاون گروهان است ، در کنار بچه های آرپي جي زن ها قرار گرفت و اين بيانگر چيزي نيست جز بي ادعايي ها، رشادت ها، جسارت ها و خلوص نيت
حسين  هميشه سعي داشت سخت ترين و خطرناك ترين شرايط را انتخاب كند و در نوك پيكان حمله باشد. مردي  با جثه نحيف و لطيف ،اما روحيه اي پر حرارت و پر جنب و جوش .مردي كه در عين مظلوميت، بي ادعا تلاش مي كرد و يا شايد بتوان گفت حسين جزو آن فرشته هاي زمين بود كه رنگ سكوتش تمام منیت ها را در خود محو كرده بود. حسين درصحنه هایی نقش آفرینی می کرد كه آتش دشمن زمين و زمان را به هم می دوخت و روشنایی انفجار و منور آسمان شب را روشن میکرد.
مرداد سال 67 جنگ به پايان مي رسد. اما اين پايانی براي شهادت و عشقبازي نبود. حسين همچنان به راه خود كه راهي جز راه سرور و سالار شهدا امام حسين(ع) و شهادت نبود، ادامه مي دهد. بعد از جنگ به تحصيلات خود ادامه داده و ديپلم مي گيرد و در توپخانه لشكري سپاه مشغول خدمت مي شود ازدواج مي كند و دو فرزند به نامهاي علي و مهدي از خداوند هدیه می گیرد
گذشت روزها، ماه ها و سالهاي متمادي، هرگز حسين را عاشق فریبهای دنيا نكرده و از هدفش دورنمی سازد براي آخرين بار روز عيد قربان از خانواده اش خداحافظي مي كند و براي دفاع از حريم ولايت و پاكسازي منطقه ي جنوب شرق عازم سيستان و بلوچستان مي شود كه هواپيماي اين فرشتگان زمينی در حين برگشت ايشان به مرخصي به كوه سيرچ برخورد مي كند و براي هميشه زيارتگاه عاشقان راه امام حسين و شهدا مي شود.

از پيكرهاي پاك اين شهدا چيزي باقي نمانده بود. مثل همه‌ي مردم شهر، خانواده‌ي ايشان  نيز از طريق اخبار و تلويزيون از آسماني شدن حسين باخبر مي شوند.

حسين كه همه مي گفتند چيزي جز شهادت حقش نیست  و خانواده‌اش كه براي ما نوشته بودند:  از نسل هاي آينده مي خواهيم كه راه خود را از راه شهدا جدا نكنند كه راه شهدا، راه امام حسين(ع) و راه امام حسين راه خداست.

آري! حسين با آن همه رشادت و دليري ،در روز عيد غدير به همراه 276 همسفر خود، بهترين عيدي را از صاحبان اين روز مي گيرند و در 30/11/81 به بهترين طريق راه عاشقي مي پيمايند و ميهمان خداوندشان مي شوند.


پيكر پاك پاسدار شهيد حسين بيگ زاده در مزار شهداي كشكوئيه رفسنجان بعد از يك تشييع باشكوه آرام مي گيرد و بخاطر بي ادعايي هاي وی بهترين درجه ها را از خداوند مي گيرد و قله هاي مرتفع سيرچ در اطراف استان كرمان سكوي پرواز او و تمام لاله هاي اين سفر مي شود.


روحمان با یادش شاد

کلمات کلیدی

گردان غواص
مجموع کل امتیاز : 1
تعداد آراء : 1

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

به بالا