مطالب مرتبط

جبهه بهشت است

جبهه بهشت است

تولد فرزند


مهدی فرزند جبهه و جنگ بود و وقتی فرزندش متولد شد او در جبهه بود من رفتم از بیمارستان همسرش را مرخص کرده و به خانه آوردم و برایشان گوسفندی کشتم. نامه ای برای مهدی  نوشتم که پسرت به دنیا آمده بیا. و او در جواب نامه نوشت به سلامتی ان شاالله بزرگ می شود. ولی من اینجا کار دارم و جبهه به وجود من نیازمند است

جبهه بهشت است

تولد فرزند


مهدی فرزند جبهه و جنگ بود و وقتی فرزندش متولد شد او در جبهه بود من رفتم از بیمارستان همسرش را مرخص کرده و به خانه آوردم و برایشان گوسفندی کشتم. نامه ای برای مهدی  نوشتم که پسرت به دنیا آمده بیا. و او در جواب نامه نوشت به سلامتی ان شاالله بزرگ می شود. ولی من اینجا کار دارم و جبهه به وجود من نیازمند است.


جبهه بهشت است
 


عملیات والفجر 4 بود که مهدی از ناحیه پا مجروح شده بود. موقع مرخصی اش رسیده بود و هرچه خانواده اش انتظارش را می کشیدند مهدی نمی آمد. مادرش نگران از من پرسید به نظر تو مهدی این دفعه دیر نکرده است. و رفت درب حیاط را باز کرد و مانند کسی  که منتظر است تا عزیزش از راه برسد کوچه را نگاه کرد. ناگهان از دور مردی را دید که عصازنان نزدیک می شود. با خود گفت نکند مهدی باشد ولی چرا با عصا . هراسان داخل منزل آمد و گفت آقا حسین مثل اینکه مهدی مجروح شده با هم به استقبالش رفتیم. چند روزی ماند ولی هنوز پایش خوب نشده گفت که باید برگردم. هرچه من و مادرش اصرار کردیم که فعلا بمان تا پایت خوب شود قبول نکرد و گفت باید بروم پای من آنجا خوب می شود آنجا برای من بهشت است و تمام دردهایم فراموش می شود.



ترک تحصیل


 


مدرک تحصیلی دوره ابتدایی را که سپری می کرد شروع انقلاب بود و مهدی از جمله کسانی بود که برای به ثمر رساندن انقلاب خیلی تلاش و فعالیت کرد تا جایی که شبانه روز وقتش را صرف پخش اعلامیه های امام (ره) و نوارهای سخنرانی ایشان و همچنین عکس امام و ... می کرد. این باعث شد علاوه بر افت تحصیلی معلم های مدرسه نیز با وی سر لجاجت بردارند.و مهدی یواش یواش از درس زده شد سال پنجم را که تمام کرد ترک تحصیل کرد .


مدح فاطمه (سلام الله علیها)


 


قبل از شهادت مهدی ماموریت داشت که برای مبارزه با اشرار و قاچاقچیان به کهنوج برود . با همکارانش راه افتادند و ایام سوگواری حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بود . همکارانش در ماشین شعری می خواندند که مهدی گفته بود ایام فاطمیه است و به جای شعر نوحه بخوانید و آنها شروع به نوحه خوانی کرده بودند که مهدی می گوید شما صدایتان خوب نیست بگذارید خودم بخوانم و شروع به خواندن نوحه در مدح حضرت فاطمه(سلام الله علیها)  می کند که هدف گلوله اشرار قرار می گیرد و به درجه رفیع شهادت می رسد.


آرامش


شب شهادت مهدی من خیلی ناراحت بودم و بی تابی می کردم بعد یکشب خواب دیدم که بالای کوه خیلی بزرگی است که مهدی در حالی که لباس سیاه به تنش است در جلو و یک عده ای به ستون یک پشت سرش ایستاده اند و رو کرد به من وگفت تو چرا ناراحتی؟ مقام من را ببین که چقدر نیرو پشت سر من می آیند. من از خواب بیدار شدم بعد از آن خداوند آرامش عجیبی به من عنایت کرد که سبک شدم و رنج و بی تابی من خیلی کم شد.
پی نوشت : غواص دلاور گردان 410 حضرت رسول (ص) شهید مهدی پور استر ابادی در تاریخ 14 آبان 1373 در هنگام مبارزه با اشرار در جنوب کشور به شهادت رسید


روحش شاد

مجموع کل امتیاز : 21
تعداد آراء : 5

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

به بالا