رضای معبود

رضای معبود

وصیت نامه ی شهید عیسی حیدری :
بسم الله الرحمن الرحیم
« إنّ اللهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ أنفُسَهُم وَ أموالَهُم بِأنّ لَهُم الجَنّة یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الله » توبه ، 111
گواهی می دهم خدایی نیست جز الله ، پاینده و پابرجاست و در خلقت آسمان و آفرینش زمین هیچ کس را به کمک نگرفت . گواهی می دهم محمد (ص) بنده و رسول خدا و آخرین پیامبر الهی و کامل ترین انسان روی زمین است .

رضای معبود

وصیت نامه ی شهید عیسی حیدری :
بسم الله الرحمن الرحیم
« إنّ اللهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ أنفُسَهُم وَ أموالَهُم بِأنّ لَهُم الجَنّة یُقاتِلونَ فی سَبیلِ الله » توبه ، 111
گواهی می دهم خدایی نیست جز الله ، پاینده و پابرجاست و در خلقت آسمان و آفرینش زمین هیچ کس را به کمک نگرفت . گواهی می دهم محمد (ص) بنده و رسول خدا و آخرین پیامبر الهی و کامل ترین انسان روی زمین است .
حالا که دارم چند جمله ای را به عنوان وصیت نامه می نویسم ، چند صباحی بیش تا عملیات باقی نمانده است ؛ اکثر هم رزمان وصیت نامه هایشان را نوشته اند و آماده ی پیکار در راه خدا می باشند و من هم به عنوان یک رزمنده که امیدوارم حرکت و جهاد من در راه خدا و مورد رضای او قرار گیرد .
خدایا تو را گواه می گیرم از موقعی که از خانه حرکت کرده ام و تا به امروز فقط برای کسب رضای معبود بوده است و هیچ انگیزه ی دیگری نبوده و من این مسائل را از سرور شهیدان اباعبدالله (ع) آموختـه ام ، لحظـه ای که احساس کرد که اسلام در خطر است ، از همه چیز خود گذشت ، زن و فرزند و خواهر و برادر و دوست ، همه  را آماده و مهیا برای جانبازی در مقابل معبود کرد و حاضر به اسارت اهل بیت و شهادت فرزند خردسال و قطعه قطعه شدن بدن های پاک و مطهر عزیزانش شد ، یعنی این که بهترین نشانه ی خداپرستی این است که آن چه را از همه بهتر دوست دارید ، در راه خدا بدهید و من امروز این احساس را کرده ام ، این نهضت ما از همه طرف مورد تهاجم بیگانگان  است ، دفاع امری واجب است .
امروز عراق به نمایندگی از طرف آمریکا به ما حمله کرده است و می خواهد از ما برای آمریکا بیعت بگیرد . هیهات ، اگر حسین (ع) در عاشورا با یزید بیعت (می)کرد ، ما هم امروز بیعت می کردیم . او این مسائل را با جانبازی خودش ثابت کرد ، جان بدون روح اسلامی چه ارزشی دارد .
آنان که از جهاد سر باز می زنند آیا نمی میرند ؟ تاریخ در مورد آن ها چه قضاوت خواهد کرد و در مورد ما چه ؟ و این چه انگیزه ای دارد و این پاداش را چه کسی می تواند بدهد ؟
من در این جا شاهد دوستان و هم رزمان که از دورترین نقاط کشور بدون هیچ گونه چشم داشت مادی سنگر مدرسه و معلمی و هر کار دیگری داشته اند  رها کرده اند و این طور با اخلاص آماده ی جهاد هستند .
شب را مانند سربازان صدر اسلام می گذرانند و روز را مانند علی (ع) در میدان های جنگ . شما بنشینید و قضاوت کنید ، این طرف جبهه کیست و آن طرف جبهه کیست ؟ اگر شما بیایید به سنگر های مجاهدان ایرانی صدای دعاهای کمیل ، توسل ، راز و نیاز و مناجات به درگاه باریتعالی می گذرانند و با روحیه ای پر از صداقت نسبت به یکدیگر انجام می دهند . اما بر عکس آن طرف جبهه گروهی از انسان های خار و ذلیل و مزدور شب را در پستی و پلیدی و خودکامگی این دنیا بسر می برند .
خدایا چه بسا در این بهار آزادی که به هر طرف تفکر می کنم ، تو را می بینم و هر لحظه ای که باد وزیدن کند بوی مطهر شهدا ، شهدایی که با ما بودند عزیزانی و برادرانی که در میدان های رزم به خون خود غلتیدند و بدن های پاکشان را به عنوان هدیه در خوزستان به امانت گذاشتند.


نگاهی کوتاه به زندگی سراسر مجاهده شهید « عیسی حیدری »
یکم خرداد ماه سال 1343 ، روستای بیدزنوئیه ، پنج کیلومتری شمال شهر رابر ( از توابع شهرستان بافت ) شهریار و صغری صاحب فرزندی شدند که نامش را عیسی گذاشتند . ولایت مداری ، عشق به ائمه (ع) به ویژه حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، تبعیت از مرجعیت و رهبری دینی ، پای بندی به اصول اخلاقی _ انسانی و آزاد منشی ، از خصوصیات بارز عشایر بود و عیسی نیز در خانواده ای با چنین خصوصیاتی رشد کرد و بزرگ شد .
او در ابتدا جهت فراگیری قرآن کریم به مکتب خانه های مرسوم آن زمان فرستاده شد و با عشق و علاقه ی فراوان ، قرآن را فراگرفت . سپس دوره های ابتدایی و راهنمایی را در روستای مجاور به پایان رساند .
تحصیلات عیسی حیدری در دوره ی راهنمایی ، مصادف بود با اوج گیری مبارزات مردمی علیه حکومت سرسپرده ی پهلوی . پس از آن که جهت ادامه ی تحصیل در مقطع دبیرستان ، به شهر رابر آمد ، زمینه ی تشدید این فعالیت ها مهیّا گردید ؛ لذا علاوه بر هدایت و روشنگری جامعه ی دانش آموزی ، در شب های بسیار سرد زمستان 57 ، اقدام به پخش اطلاعیه های حضرت امام (ره) در سطح شهر رابر و مناطق کوهستانی اطراف می کرد .
فعالیت های انقلابی عیسی در دبیرستان و سطح شهر رابر ، باعث شد تا مورد غضب و بی مهری ِ برخی از معلمین وابسته و خوانین قرار گیرد ؛ ولی علی رغم سختی ها و رنج هایی که از این ناحیه متحمّل شد ، به مبـارزات انقلابی خود ادامـه داد و با پیروزی شکوهـمند انقلاب اسـلامی ، عضـو فعّال انـجمن اسـلامی دانـش آموزان گردید .
زمانی که تجاوز ارتش بعث عراق به خاک میهن اسلامی آغاز شد ، عیسی در سال سوم دبیرستان مشغول به تحصیل بود . نظر به فعالیت ها و مطالعات انقلابی ، واژه های استکبارستیزی ، جهاد و دفاع ، برای فکر بلند عیسی نا آشنا نبود ؛ لذا درس و مشق را رها کرد و مشتاقانه به جبهه های جنگ شتافت ، و به دلیل ذکاوت ، شجاعت و تدبیری که فرماندهان لشکر 41 ثارالله در او مشاهده کردند ، فرماندهی گروهان غواص گردان 412 لشکر به او محول گردید . شهامت ، رشادت وتدابیر نظامی این عزیز ، به ویژه در عملیات های کربلای 4 و 5 زبان زد فرماندهان و رزمندگان لشکر ثارالله است .
عیسی بعد از سال ها مجاهدتِ خالصانه و شرکت در چندین عملیات مهمّ دفاع مقدس ، سرانجام در عملیات کربلای 5 ، در گردان 410 غواص ، با بدنی مملو از تیر و ترکش ، با مرارت های دنیا خداحافظی کرد و به برادر شهیدش موسی پیوست .

مجموع کل امتیاز : 10
تعداد آراء : 2

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

به بالا