مطالب مرتبط

« کرامتی از شهید شانزده ساله رفسنجانی » پرده اول : مرحوم حاج عباس خردمند پدربزرگوار شهید والا مقام رضا خردمند چهار فرزند پسر داشت که یکی از آنان در راه خدا شهید شد برای سه فرزندش منزل مسکونی می سازد سپس تصمیم می گیرد برای فرزند شهیدش نیز خانه ای بسازد وعنداللزوم در اختیار زوج های جوان بدون مسکن قرار دهد...
پس گردنی که شهیدحمدالله به قاسم سلیمانی زد نهر بلامه مشغول تمرین آبی بودیم.حسینیه ای بود که بچه ها جهت نماز، ادعیه وعبادات آنجا حاضر می شدند. سعید(ازهمرزمان شهیدحمد الله شمس الدینی)همیشه، گوشه ای معین از نمازخانه مشغول قرائت قرآن ودعا می شد...

آزمايش هاي الهي

پنج شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۳
آزمايش هاي الهي من مجيد زينلي فتح آبادي فرزند اكبر داراي شماره شناسنامه ۱۹ در چهارم آذرماه ۱۳۳۹ در روستاي فتح آباد یكي از روستاهاي شرق رفسنجان در خانواده نسبتاً متوسطي به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايي ام را در همان روستا گذراندم .من با يكي از بچه ها كه متولد يزد ولي بزرگ شده رفسنجان بود آشنا شدم. با صحبت و حرفهايي كه مي زد فهميدم راهي را كه او به من نشان مي دهد، راه خوبي است . كم كم عكسي از آيت الله شهيد صدوقي را برايم آورد و كتابهاي به من معرفي كرد، از جمله كتابهاي شهيد مطهري و شريعتي، خلاصه سال سوم دبيرستان را به پايان رساندم و سال چهارم كه سال تحصيلي ۵۷ و ۵۸ بود، با جريانات انقلاب بيشتر آشنا شدم .

احمد به روایت خواهر

پنج شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۳
احمد به روایت خواهر احمد مي گفت هيچ گروهي از مردم پس از مردن تقاضا نکردند که دوباره زنده شوند و يا باز به همان روش کشته شوند جز شهيدان .شهيدان پس از مرگ دوازده مرتبه از خدا مي خواهند که برشان گرداند به اين دنيا تا دوباره طعم شهادت رابچشند .وقتي مي پرسيدم: تو از کجا اين چيز ها را خبر داري !!تو که هنوز شهيد نشدي!!مي گفت:يک چيز هايي رابه ما گفته اند .مي پرسيدم :کي به تو گفته؟مي گفت ...

نامه حاج احمد به مردم رفسنجان

پنج شنبه, ۰۹ مرداد ۱۳۹۳
نامه حاج احمد به مردم رفسنجان بسمه تعالي خدمت دوستان و آشنايان و مردم رفسنجان سلام عرض ميکنماميدوارم اين سلام حقير را بپذيريد و بدان آگاه باشيد که راهي که من انتخاب کردم راه انبياء و اولياء خداوند است و اين را هم يقين داشته باشيد که دير يا زود بازگشت همه بسوي اوست ولي بازگشت شهدا با شوق و عشق و پرواز بسوي ملکوت است ولي بعضي از بازگشتها با گريه و زاري و دلبندي به دنيا و مال است، پس بدانيد که هرکس راه رسول خدا و امام عزيز را پيشه کند و همانگونه که تا به حال دين خود را به اسلام ادا کرديد پيرو ولايت امام باشيد...

احمد به روایت محمود

پنج شنبه, ۰۹ مرداد ۱۳۹۳
احمد به روایت محمود من واحمد يک روز به دنيا آمديم ،روز اول شهريور ماه سال ۱۳۴۲ در روستاي محمد آباد سفلي .فاصله روستاي ما تا شهر رفسنجان يازده کيلومتر است ،روستايي که هيچ وقت بيشتر از ده خانوار نداشت .پدرم کشاورز بود و براي ارباب کار مي کرد .چند تايي هم گوسفند داشتيم که بيشتر از شيرشان استفاده مي کرديم. پدر بزرگي داشتيم به نام مولا علي .من و حاج احمد و خواهر هايم مديون او هستيم .بچه هاي کوچک مي رفتند پيشش و قرآن ياد مي گرفتند .مکتب خانه داشت .تقوا ودرست کاري او زبان زد مردم محمد آباد بود .ديانت و روح بلند او موجب شده بود که مذهب و دين بازندگي همه افراد خانواده عجين شود ...

سید عباس

جمعه, ۲۷ تیر ۱۳۹۳
سید عباس با تاثر و تاسف بسیار اطلاع یافتیم برادر عزیزمان آقای سید عباس پورجندقی برادر سردار شهید سید سعید پور جندقی و رزمنده دلاور واحد اطلاعات وعملیات لشگر ثارالله که مدتی نیز در گردان ۴۱۰ حضور داشت در سوگ از دست دادن فرزندعزیزش سرکار خانم فاطمه السادات پور جندقی که بعلت بیماری کلیوی به دیار باقی شتافته، نشسته است ...  
داستان پسري كه فرمانده پدرش شد پدر و پسر توي يك گردان بودند. بعد از شهادت برادرش، پدر مي‌گفت: هر چي باشد، تو برادرش هستي. تو هم بايد توي مراسم تشييع و تدفين باشي. مي‌گفت: تكليف من اين است كه بالاي سر نيروهاي گردان باشم. دست آخر گفته بود: به عنوان فرمانده دستور مي‌دهم بروي و جنازه حسين‌‌جان را بگذاري تو قبر ...

قاب عکس مهرداد

دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۳
قاب عکس مهرداد مهرداد در آخرین روزهای جهاد مقدّس، در خرداد سال هزار و سیصد و شصت و هفت، در منطقه‌ی شلمچه بر اثر ترکش خمپاره‌ی تأخیریِ عراقی‌ها به سرش، به شدّت زخمی می‌شود و ...
آقا زاده پولدار زیبا و درسخوان از اون آقا زاده ها نبود که به خاطر سوء استفاده از موقعیت شغلی آقا جون  پولدار شده باشه !!!پدرش کشاورز زحمتکشی بود که از راه حلال واز دل زمین ثروت حلالی به دست اورده و بعد از مرگش سعید وارث هکتارها زمین مرغوب وثروت قابل اعتنایی شده بود ومیتوانست در بهترین دانشگاههای دنیا ادامه تحصیل دهد یک برادرش فرانسه درس می خواند و یکی دیگر ساکن آلمان بود. زمانی که داشتن پیکان یعنی داشتن بهترین ماشین آقا سعید بی ام و داشت اما ...

به بالا