اخبار

خوابیدم روی سیم خاردار تا رزمنده ها عبور کنند

خوابیدم روی سیم خاردار تا رزمنده ها عبور کنند

سیم خاردار زیاد بود. بچه ها در سیم خاردارها گیر کرده بودند. وضعیت بسیار سختی بود. عراقی ها با کلت که در جنگ، سلاح بی ارزشی است، بچه ها را می زدند. با قوتی که خدا به من عنایت کرده بود، خوابیدم روی سیم های خاردار و به بچه ها گفتم از روی من عبور کنند. بچه ها عبور کردند

سیم خاردار زیاد بود. بچه ها در سیم خاردارها گیر کرده بودند. وضعیت بسیار سختی بود. عراقی ها با کلت که در جنگ، سلاح بی ارزشی است، بچه ها را می زدند. با قوتی که خدا به من عنایت کرده بود، خوابیدم روی سیم های خاردار و به بچه ها گفتم از روی من عبور کنند. بچه ها عبور کردند.

گلوله ای به پهلوی من خورد. مجدداً یک گلولة راکت یا تانک خورد کنار من که بلندم کرد و محکم به زمین زد. با ترکش آن، قطع نخاع شدم.

قایقی که یک نوجوان اصفهانی آن را هدایت می کرد، راه را گم کرد و اشتباهی به طرف ما آمد. من و چند تا از شهدا و مجروحین را داخل قایق گذاشتند. دشمن، قایق را به گلوله بست. قایق چند بار خاموش و روشن شد تا بالاخره ما را به ساحل خودی رساند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × چهار =

بستن
بستن