اخبار

عروج با نماز در قبر

این خاطره ناب و دسته اول از شهید عیسی حیدری که اخیرا توسط یکی از همرزمان این شهید نقل شده که خواستند نامشان را نگویم .
روزهای که در جفیر حضور داشتیم قبل از عملیات والفجر ۸ آن زمان بسیاری از بچه های گردان برای خود قبری را در نزدیکی سنگرشان حفر کرده بودند و به عبادت خداوند می‌پرداختند. یک شب عیسی من را صدا زد گفت فلانی فردا صبح بیا همراه من ؛ من احساس می کنم وقتی نماز می‌خوانم از زمین فاصله می گیرم و پاهایم روی زمین نیست .فردا وقت نماز صبح با هم رفتیم او مشغول نماز خواندن شد راوی قسم یاد کرد گفت : من خودم با چشم خودم دیدم و برای اطمینان خاطر دست خود را زیر پای عیسی بردم دیدم حدود یک وجب پاهای عیسی حیدری از زمین بالا بود . وی گفت البته قبل از ابنکه من بروم خیلی من را قسم داد که تا زنده هستم حق نداری جایی نقل کنی.

«عیسی حیدری» از جمله رزمندگان گردان ۴۱۰ غواصی لشکر۴۱ ثارالله است. وی سال ۱۳۴۳ در روستای «بیزنوئیه »، پنج کیلومتری شمال شهر رابر (از توابع شهرستان بافت) متولد شد. عیسی در خانواده‌ای که از خصوصیات عشایر برخوردار بودند رشد کرد. شهریار و صغرا نام والدین او بود.

عیسی بعد از سال‌ها مجاهدتِ خالصانه و شرکت در چندین عملیات مهمّ دفاع مقدس ، سرانجام در عملیات «کربلای ۵»،در گردان ۴۱۰ غواص،با بدنی مملو از تیر و ترکش به برادر شهیدش موسی پیوست .
این غواص شهید در بخشی از وصیتنامه خود نوشته است:«خدایا تو را گواه می‌گیرم از موقعی که از خانه حرکت کرده‌ام و تا به امروز فقط برای کسب رضای معبود بوده است و هیچ انگیزه دیگری نبوده و من این مسائل را از سرور شهیدان اباعبدالله (ع) آموختـه‌ام. لحظـه‌ای که احساس کرد که اسلام در خطر است، از همه چیز خود گذشت. زن و فرزند و خواهر و برادر و دوست،همه را آماده و مهیا برای جانبازی در مقابل معبود کرد و حاضر به اسارت اهل بیت و شهادت فرزند خردسال و قطعه قطعه شدن بدن‌های پاک عزیزانش شد. یعنی این که بهترین نشانه خداپرستی این است که آن چه را از همه بهتر دوست دارید در راه خدا بدهید و من امروز این احساس را کرده‌ام،این نهضت ما از همه طرف مورد تهاجم بیگانگان است ، دفاع امری واجب است.»

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × پنج =

همچنین ببینید
بستن
بستن
بستن