اخبار

مرکب بی سوار

مرکب بی سوار

مرکب بی سوار عنوان بسیار زیبایی است که  غواص شهید احمد پاسبان رزمنده گردان۴۱۰ در خصوص هجرت خویش بر زبان رانده است .ایشان در آخرین صحبتهای خود با خانواده و دوستانش که چند شب قبل از عملیات کربلای چهار در محل ساختمان هتل مخروبه در کنار رود اروند ضبط شده خطاب به پدر خود چنین می گوید

مرکب بی سوار

مرکب بی سوار عنوان بسیار زیبایی است که  غواص شهید احمد پاسبان رزمنده گردان۴۱۰ در خصوص هجرت خویش بر زبان رانده است .ایشان در آخرین صحبتهای خود با خانواده و دوستانش که چند شب قبل از عملیات کربلای چهار در محل ساختمان هتل مخروبه در کنار رود اروند ضبط شده خطاب به پدر خود چنین می گوید :

پدرم ما می خواهیم قلب امام شاد شود ،ما می خواهیم دو باره قلب شما پدر عزیز شاد گردد و پیروزی دیگری بینید .پدر جان این پیروزی را خواهید دید ،دوستان من ،آنهایی که همپای من قرار است داخل آب بیایند همه عهد و پیمان بسته اند تا پیروز نشویم بر نگردیم .پدر جان ما از این مصاف بی فتح بر نمی گردیم مگر آنکه «مرکب ما بی سوار »بر گردد .ما باید فتح را برای ملتمان به ارمغان بیاوریم یا اینکه به فیض شهادت برسیم

مادر ببخش مرا .مادر عزیز از وقتی که خودم را شناختم سعی کردم در جبران زحمات شما برایم اما مادر من ،زحمات شما برای من آن قدر زیاد است که من حتی نمی توانم گوشه هایی از آن را جبران کنم .همان چیزی که من به عنوان پسرتان برایتان می گویم ،اینها همه در لحظات آخر عمر که شما انشا الله از من راضی باشید و خداوند جهاد من را در راه خودش قبول کند و من جزء شهدای گردان و جزء شهدای اسلام قبول کند و با شهدای کربلا محشور کند .حا لا برای گذشتن از تقصیراتم خدمت شما عرض می کنم مادر عزیزم دست بوست هستم .مادر عزیزم به پایت می افتم ،پایت را می بوسم .مادر عزیزم شما را خیلی دوست دارم از ته دل ,اما الان تکلیف بر من این است که بروم مبارزه کنم. مادرم اگر در عملیات پیروز نشویم برایم مهم نیست چون ما می خواهیم تکلیف خودمان را انجام دهیم تکلیف هم یا به شهادت یا به پیروزی ختم می شود .

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + شانزده =

بستن
بستن